
احتمالا تا آخر اردیبهشت برم مسافرت یا میرم شیراز پیش پسرم یا میرم جنگل ابر ... فعلا که حسم خوبه ... خدا رو شکر با مژده میرم کلاس آواز ... بد نیست یه کم میریزیم بیرون احساساتمونو نوشته شدهتوسطمینادرساعت8:57|لینک | ...
ادامه مطلب
سه روز تعطیله ... چه بد ... آدم میمونه چیکار کنه ... گشتاسب برنامه ریزی کرده بریم درگز باغ یکی از دوستا ... جای خیلی خوبیه ... خوش میگذره ... ولی نانی عصبانیه ... میگه من نمیام ... کنکور دارم ... چرا شماها ملاحظه نمیکنین ، من که میگم برات یه ریلکسیشنه ... نمیدونم ... شاید مجبور شم باهاش بمونم ... فقط مجلس بشه مردونه ... ااااای خدا ... اونوقت چیکار کنیم این چند روز تعطیلی رو ... البته تو این چند سال یاد گرفتم چجوری با خودم کنار بیام ... ولی خب بازم ... امروز موقع صبحانه داشت به نانی میگفتم همیشه یه چیزی کم بوده .. برای رفتنمون نمیدونم ... به هر حال الان که اینجاییم ... فعلا باید واستم...
ادامه مطلب